ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
181
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان بعضى رفتار عبد الله طاهر چون عبد اللّه بامارت خراسان ( بجاى پدرش طاهر ذو اليمينين ) رسيد محمد بن حميد طاهرى را بنيابت خود در نيشابور مستقر نمود . او هم براى خود در نيشابور خانه ساخت و ديوار خانه را تا حريم خيابان كشيد به اين معنى بطريق عام هم تجاوز كرد چون عبد اللّه رسيد مردم شهر را جمع و احضار و از رفتار و سلوك نايب خود پرسيد همه خاموش شدند و چيزى نگفتند . بعضى از حضار گفتند سكوت مردم دليل بد رفتارى طاهر مىباشد . عبد اللّه او را عزل نمود . دستور داد ديوار را كه داخل شارع عام بنا شده ويران كنند او مىگفت : علم بايد براى اهل علم و براى غير اهل علم باشد زيرا علم اهل علم را از تجاوز بحقوق ديگران باز مىدارد و نمىگذارد حق به غير ذى حق برسد . او مىگفت : پر كردن كيسه و حصول نام نيك با هم جمع نمىشود ( يعنى كرم و بخل توام نمىشود ) . عبد اللّه عده انيس و جليس داشت روزى همه را احضار كرد . همه رسيدند غير از فضل كه تأخير كرد بعد رسيد . عبد اللّه علت تأخير را از او پرسيد : گفت : جمعى از ارباب حوائج نزد من بودند و من هم خواستم بحمام بروم كه دچار تاخير شدم . عبد اللّه به او گفت : اكنون بحمام ( خاص ) من برو . او رفت . عبد اللّه در غياب او برقعه و نوشته و درخواست ارباب حوائج كه در محفظه فضل بود نگاه كرد . تمام حوائج و درخواستها را توقيع كرد و انجام داد وزير هر يكى دستور نوشت و باز همه را در محفظه گذاشت . فضل از حمام بيرون آمد ( و نمىدانست كه عبد اللّه چنين كارى كرده ) آن روز را بخوشى بشب رسانيدند و روز بعد يكى از ارباب حوائج نزد فضل رفت و رقعه خود را خواست فضل تعلل كرد و وعده داد و بعد رسيدگى كند ولى او اصرار كرد كه حتى اگر كار انجام نشود رقعه او مسترد شود او محفظه را باز كرد كه درخواست نافرجام را پس بدهد ديد عبد اللّه آن را توقيع و امضا كرده تعجب كرد ساير نوشتهها را مطالعه كرد ديد تمام حوائج و درخواست كنندگان را برآورده كرده